وقتی صحبت از افسردگی پس از زایمان میشود، ناخودآگاه یاد مادران میافتیم؛ اما دنیای روانشناسی سالهاست که متوجه یک نقطه کور بزرگ شده است: پدران هم به همان اندازه در معرض این بحران خاموش قرار دارند.
بر اساس پژوهشهای تازه در ژورنال سلامت روان نوزاد، افسردگی پدران معمولاً شبیه به غم کلاسیک بروز نمیکند. این اختلال خود را پشت نقاب تحریکپذیری، خشمهای ناگهانی، خستگیهای مفرط جسمی و کنارهگیری عاطفی پنهان میکند.
پدری که از تعامل با نوزاد عقب مینشیند یا در درک نیازهای عاطفی کودک دچار افت ظرفیت ذهنیسازی میشود، در واقع دارد با یک بیماری جدی دستوپنجه نرم میکند. اما مشکل اینجاست که مسیر درمان برای پدران پر از مانع است؛ از فقدان پروتکلهای غربالگری روتین در کلینیکها گرفته تا انگهای اجتماعی که به مرد اجازه نمیدهند از ضعف یا نیاز به کمک بگوید.
وقتی جامعه از پدر انتظار دارد فقط یک تکیهگاه مالی و بدون احساس باشد، او رنج خود را فرو میخورد. این در حالی است که عدم درمان افسردگی پدر، ترکشهایش را مستقیم به قلب خانواده میفرستد؛ از اختلال در تعاملات پاسخگویانه با نوزاد گرفته تا افزایش تنشهای زناشویی که کودک را درگیر چالشهای تلخ مثلثسازی میکند.
عبور از این بحران، نیازمند یک نگاه تازه است؛ نگاهی که بفهمد سلامت روان نوزاد، محصول آغوش سالم هر دو والد است و خانه برای نفس کشیدن، به حضور آگاهانه و درمانشدهی پدر هم نیاز دارد.
شاید این صحنه براتون آشنا باشه که پدری بعد از ورود به خانه، با کوچکترین صدای گریه نوزاد از کوره درمیرود، به اتاق دیگری پناه میبرد و در سکوت به دیوار خیره میشود؛ رفتاری که اطرافیان آن را به حساب بیحوصلگی میگذارند، در حالی که نشانه خاموش یک سقوط عاطفی و نیاز به حمایت است.
بر اساس مطالعات منتشرشده در ژورنال سلامت روان نوزاد (IMHJ، ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶)، سلامت روان محیطزادی پدران نقش مستقیمی در پیشبینی نتایج رشدی نوزاد دارد. افسردگی پاتریال با تضعیف سیستم پاسخدهی حساس و کاهش قابلیت بازتابی، مدارهای عصبی مربوط به تنظیم هیجان را در کودک تحت تأثیر قرار داده و ساختار دلبستگی ایمن را متزلزل میکند.
نکات مهم
- افسردگی در پدران برخلاف مادران، اغلب به جای غم با تحریکپذیری، خشم، شکایات جسمی و کنارهگیری عاطفی بروز میکند.
