بسیاری از ما تروما رو با اتفاقات وحشتناک و ناگهانی مثل تصادف یا خشونت فیزیکی میشناسیم. اما علمی که در منابعی مثل «مرکز تحول کودک هاروارد» ارائه شده، به ما میگه که «غفلت» یا همان نبود پاسخگویی حساس از سوی مراقب، یکی از سمیترین انواع تروما برای مغز در حال رشد نوزاد است. غفلت یعنی نوزاد سیگنالی میفرسته (گریه میکنه، میخنده، یا صدایی درمیاره) اما هیچ پاسخی از دنیای بیرون دریافت نمیکنه.
رشد زبان در نوزادان فقط یک فرآیند بیولوژیک خودکار نیست که با گذشت زمان اتفاق بیفته. زبان در بستر رابطهای ساخته میشه که دانشمندان به اون «خدمت و بازگشت» میگن. وقتی نوزاد صدایی درمیاره (خدمت) و والد با لبخند، تکرار اون صدا یا حرف زدن به اون پاسخ میده (بازگشت)، مدارهای عصبی مربوط به زبان و ارتباط در مغز کودک ساخته میشن. در شرایط غفلت، این چرخه قطع میشه. مغز نوزاد وقتی میبینه تلاشهایش برای ارتباط پاسخی نداره، کمکم از برقراری ارتباط دست میکشه و این موضوع مستقیماً بر «معماری مغز» اثر میذاره.
یکی از معتبرترین تحقیقات در این زمینه، «پروژه مداخله زودهنگام بخارست» است که بر روی نوزادانی که در مؤسسات محروم بزرگ شده بودند انجام شد. نتایج این مطالعه نشون داد که محرومیتهای روانشناختی و غفلت، تأثیر بسیار شدیدی بر «زبان پذیرا» یا همان توانایی درک صحبتهای دیگران دارد. نوزادانی که در محیطهای سرد و بدون تعامل عاطفی بودند، نهتنها در حرف زدن، بلکه در فهم مفاهیم اولیه کلامی هم نسبت به همسالان خودشون که در خانوادههای گرم بودند، عقب ماندند.
چرا غفلت تا این حد بر زبان اثر میذاره؟ چون مغز نوزاد در ثانیههای اول زندگی با سرعت سرسامآوری در حال سیمکشی هست. وقتی نوزاد در استرس مداوم ناشی از دیده نشدن قرار میگیره، سیستم پاسخ به استرس او بیشازحد فعال میشه که به اون «استرس سمی» میگن. این استرس سمی میتونه در عملکرد بخشهایی از مغز که مسئول حافظه و یادگیری زبان هستند، اختلال ایجاد کنه.
متأسفانه، پدیدهای به نام «نقطه کور نوزاد» باعث میشه که متخصصان و والدین گاهی سکوت و گوشهگیری نوزاد رو نشانهی شخصیت «آروم» او بدونن، در حالی که این رفتار ممکنه واکنشی دفاعی به تروما باشه. نوزادی که یاد گرفته هیچکس به فریادش نمیرسه، یاد میگیره که برای بقا، انرژی عاطفی خودش رو ذخیره کنه و کمتر با محیط تعامل داشته باشه. این «خاموشی ارتباطی» اولین قدم در کند شدن روند زبانآموزی است.
اما خبر خوب اینه که مغز خاصیت «نوروفلاستیسیته» یا همان انعطافپذیری داره. تحقیقات نشون میدن که اگر نوزادان قربانی غفلت، قبل از سنین حساس (مثلاً قبل از ۲ سالگی) وارد محیطهای غنی و پاسخگو بشن، بخش بزرگی از تأخیرهای زبانی اونها قابل جبران هست. مداخلاتی مثل «رواندرمانی والد-کودک» بهطور خاص بر روی ترمیم این پیوندهای آسیبدیده تمرکز دارن تا با بازسازی امنیت عاطفی، فضای ذهنی نوزاد برای یادگیری دوباره باز بشه
در حال بارگذاری...
