در فرهنگ ما، والد خوب بودن اغلب با فداکاری مطلق مترادف شده است؛ گویی والد باید تا آخرین قطره انرژیاش را برای فرزند بگذارد و هیچ نیازی به استراحت یا فضای شخصی نداشته باشد.
اما پژوهشها و منابع علمی نگاه کاملاً متفاوتی دارند. خودمراقبتی والدین یک ضرورت حیاتی برای سلامت روان کل خانواده است. وقتی فرزندی در خانه داریم که مدام به توجه، حضور و پاسخگویی نیاز دارد، والد خسته و فرسوده دیگر ظرفیت ذهنیسازی خود را از دست میدهد.
استرس مزمن باعث میشود مغز والد به جای واکنشهای فکرشده و عاطفی، به صورت خودکار و تکانشی عمل کند و همینجا ست که چرخهی پرخاشگری یا فاصله گرفتن شکل میگیرد.
در مقابل، وقتی والد یاد میگیرد برای خودش مرز بگذارد، از شبکه حمایتی کمک بخواهد و حتی در میان شلوغیهای روزمره چند دقیقهای را به بازسازی انرژی خود اختصاص دهد، در واقع دارد بهترین هدیه را به روان کودک تقدیم میکند. این مراقبت شامل مهربانی با خود، بخشیدن خطاهای کوچک و تمرین شفقت به خود به جای سرزنشگری مداوم است.
وقتی والد با خودش مثل یک دوست صمیمی رفتار میکند، به کودک نیز میآموزد که چطور در آینده با طوفانهای درونش روبهرو شود. خودمراقبتی یعنی پذیرش این حقیقت ساده که هیچکس نمیتواند از یک ظرف خالی به دیگری آب برساند؛ پس مراقبت از حال خود، دقیقاً یعنی مراقبت از امنیت و آرامش خانه.
شاید این صحنه براتون آشنا باشه که مادری بعد از یک روز پر از چالش و گریههای مداوم کودک، به جای کارهای عقبمانده خانه، از همسرش میخواهد ده دقیقه مراقب بچه باشد، به اتاق میرود، پنجره را باز میکند و با نوشیدن یک لیوان آب، نفس عمیقی میکشد؛ وقفهای کوتاه که حال او را برای مواجهه آرامتر با کودک از نو میسازد.
بر اساس راهنماهای انستیتو آنا فروید و پژوهشهای مرتبط با سلامت روان والدین، استرس مزمن و محرومیت از خودمراقبتی، سیستم عصبی والد را در حالت «جنگ یا گریز» نگه میدارد. این وضعیت به طور مستقیم قابلیت بازتابی و پاسخگویی حساس (خدمت و بازگشت) را مختل کرده و ارتباط عاطفی با کودک را ناامن میسازد؛ در حالی که مراقبت از خود، تعادل عصبی را به والد بازمیگرداند.
نکات مهم
