هیچ‌کدام از گریه‌های زمان رفتن یک کودک، بی‌روا نیست؛ این اشک‌ها زبان بی‌سرزمینی است که می‌گوید: «تو دنیای امن منی، بی تو گم می‌شوم.» یک وقت‌هایی فهمیدن این که دل‌تنگی بچه نشانه عشق و اعتماد است، نه لجبازی، نگاه ما را برای همیشه به دنیای عاطفی او تغییر می‌دهد.
این مقاله قراره به یکی از طبیعی‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین مراحل رشد یعنی «اضطراب جدایی» نگاهی بیندازد. ما می‌خواهیم با تکیه بر نظریه جان بالبی و منابع روان‌شناسی تحولی ببینیم چرا این اضطراب که معمولاً از ۶ ماهگی شروع می‌شود، اصلاً یک اختلال نیست بلکه نشانه رشد سالم دلبستگی است. در نهایت به این می‌رسیم که چطور با حمایت درست، می‌توانیم این پل را تا روزهای ورود به مدرسه به امن‌ترین شکل ممکن بسازیم.

اضطراب جدایی از حدود ۶ ماهگی با تکامل شناختی کودک و شناخت چهره آشنا از غریبه آغاز می‌شود؛ زمانی که نوزاد با ترک والدین دچار دل‌تنگی شده، به آن‌ها می‌چسبد و گریه می‌کند.

این رفتار که بسیاری از والدین را نگران می‌کند، در واقع یک بخش کاملاً طبیعی و ضروری از روند رشد است که نشان می‌دهد کودک توانسته امنیت را در آغوش مراقب اصلی‌اش کشف کند.

جان بالبی بارها تأکید کرده بود که این پریشانی هنگام جدایی، گواهی بر پیوند دلبستگی سالم و تلاش غریزی انسان برای حفظ امنیت است، نه یک «رفتار بد» یا ناسازگاری. با گذر زمان و نزدیک شدن به سنین نوپایی و پیش‌دبستانی، دنیای کودک بزرگ‌تر می‌شود و حضور مربیان و مراقبان به عنوان «اشخاص کلیدی» کمک می‌کند تا محیط‌های جدید مثل مهدکودک و مدرسه به جای یک تهدید، به فضایی هیجان‌انگیز برای کشف کردن تبدیل شوند.

البته در این مسیر، زندگی همیشه بی‌نقص نیست؛ گاهی گسست‌ها و جدایی‌های کوتاه‌مدت پیش می‌آید که آنچه آسیب را ترمیم می‌کند، مفهوم قدرتمند «ترمیم رابطه‌ای» است. اما در سوی مقابل، جدایی‌های اجباری و طولانی‌مدت مانند مهاجرت‌های کاری یا بحران‌های خانوادگی می‌توانند امنیت عاطفی کودک را به شدت به لرزه درآورند و به گوشه‌گیری یا اختلالات دلبستگی منجر شوند.

به همین دلیل است که برای آماده کردن کودک جهت ورود به مدرسه، هیچ‌چیز جایگزین یک رابطه گرم، صمیمی و بدون وقفه با مراقب اصلی را نمی‌گیرد.

حمایت از والدین برای حفظ این پیوندهای حیاتی در سال‌های اولیه زندگی، بزرگ‌ترین و مطمئن‌ترین سرمایه‌گذاری برای تضمین سلامت روان و بهزیستی اجتماعی کودک در تمام طول عمر خواهد بود.

شاید این صحنه براتون آشنا باشه که کودکی در روزهای اول مهدکودک، با چنگ زدن به مانتوی مادر اجازه رفتن نمی‌دهد؛ اما با صبوری مادر، استقبال گرم مربی و یک «خداحافظی کوتاه و مطمئن»، کم‌کم یاد می‌گیرد که این دوری موقتی است و مادر دوباره سر قرارش برمی‌گردد.

بر اساس نظریه دلبستگی بالبی و پژوهش‌های تحولی، اضطراب جدایی بازتاب فعالیت سیستم رفتاری دلبستگی در مغز نوزاد است. هنگامی که مراقب در دسترس نیست، سیستم عصبی کودک فعال شده و رفتار واکنشی (چسبیدن و گریه) بروز می‌کند؛ فرآیندی که با تداوم پاسخ‌گویی حساس و ایجاد الگوهای ایمن، به مرور به خودتنظیمی هیجانی در سال‌های پیش‌دبستانی تبدیل می‌شود.