خیلی وقتها فکر میکنیم دنیای عاطفی کودک با اولین گریه او در اتاق زایمان شروع میشود، اما علم رشد بارها ثابت کرده که سفر عاطفی و عصبی نوزاد خیلی زودتر از اینها، در بستر گرم و گاه متلاطم رحم جریان مییابد.
اضطراب والدین در دوران بارداری و سلامت روان آنها در دوره پیرامون تولد، سنگبنای شکلگیری معماری مغز نوزاد و پیشبینکننده کیفیت دلبستگی او در آینده است. تجربیات و مواجهههای اولیه در این دوران، سیستمهای بیولوژیک در حال رشد را شکل میدهند و بر یادگیری، رفتار و سلامت آینده کودک اثر میگذارند.
استرس سمی یا اضطراب شدید والدین میتواند سیستم پاسخ به استرس جنین را تحتتأثیر قرار دهد و به همین دلیل، مراقبت از روان باردار، مراقبت مستقیم از جسم و جان فرزند است.
در روانشناسی تحولی، آمادگی برای دلبستگی از طریق بازنماییهای ذهنی والدین درباره نوزاد متولدنشده شکل میگیرد. توانایی والد برای درک نوزاد به عنوان یک موجود صاحب ذهن و احساس، که به آن ذهنیسازی پیرامون تولد میگویند، از همان ماههای بارداری آغاز میشود.
اما گاهی تجربیات تلخ گذشته و تروماهای حلنشده والدین، به صورت اضطراب ناهشیار بروز میکند؛ پدیدهای که به آن «ارواح در اتاق نوزاد» گفته میشود و میتواند ناخودآگاه میان والد و نوزاد دیوار بکشد. در این میان، برخلاف نگاههای سنتی، تحقیقات نوین تأکید دارند که سلامت روان پدر در دوران بارداری نیز به اندازه مادر مهم است و اضطراب یا افسردگی پدر مستقیماً با خطر بروز چالشهای عاطفی در فرزند پیوند دارد.
خوشبختانه ما در برابر این چالشها بیدفاع نیستیم. رویکردهای تخصصی مانند رواندرمانی والد-کودک پیرامون تولد و برنامههای حمایت از خود، به والدین کمک میکنند تا طوفانهای درونیشان را مدیریت کنند. وقتی پدر و مادر یاد میگیرند استرس خود را تنظیم کنند، ظرفیت پاسخگویی حساس به نیازهای نوزاد را در خود بالا میبرند. شناخت و درمان اضطراب بارداری یک لوکس عاطفی نیست؛ یک مداخله پیشگیرانه حیاتی است تا با شکستن چرخههای آسیب، آیندهای تابآور و آرام برای نسل آینده بسازیم.
شاید این صحنه براتون آشنا باشه که وقتی در روزهای بارداری از فشار کار و نگرانیهای آینده احساس درماندگی میکنید، با چند نفس عمیق و نشستن در سکوت، حس میکنید تلاطم درونیتان آرام میگیرد و جنین هم درونتان به آرامش میرسد.
بر اساس مطالعات تحولی و گزارشهای مرکز توسعه کودک هاروارد، تجربیات پیش از تولد و استرس مزمن والدین از طریق تغییرات اپیژنتیک و ترشح هورمونهای کورتیزول بر سیستم عصبی و تنظیم هیجان جنین تأثیر میگذارد و دلبستگی اولیه را شکل میدهد.
