در دوران نوجوانی، روابط با همسالان به مرکز دنیای اجتماعی فرد تبدیل میشود و نقشی حیاتی در تحول روانی او ایفا میکند.
اما امروزه میبینیم که برخی والدین تمایل دارند روابط دوستانه فرزندانشان را بر اساس معیارهای شخصی خود، مانند جذاب یا باحال بودن والدین آن دوستان، انتخاب و هدایت کنند.
این نوع مهندسی روابط، بیش از آنکه به نیازهای عاطفی کودک توجه داشته باشد، بازتابدهنده نیازهای اجتماعی خود والدین است.
وقتی ما دوستان فرزندمان را بر اساس موقعیت اجتماعی خانوادههای دیگر دستچین میکنیم، فرصت طبیعی تجربه، همدلی با دیدگاههای متفاوت و یادگیری حل مسئله را از او سلب میکنیم.
نوجوانی دوران اصلی کاوش در هویت و نیاز مبرم به استقلال است. نوجوان برای اینکه بتواند روی پای خودش بایستد، به حریم خصوصی و خودمختاری نیاز دارد.
وقتی والدین در انتخاب دوست دخالت میکنند، این کار به عنوان نقض حریم تلقی شده و معمولاً به تعارضات شدید خانگی منجر میشود. از طرف دیگر، در دنیای مدرن امروز که فشار رسانههای اجتماعی مقایسههای اجتماعی را به اوج رسانده، تحمیل دوستیهای اجباری یا منع کردنهای بیپایه، استرس مضاعفی به دوش نوجوان میگذارد.
روابط با همسالان باید پناهگاهی برای حمایت عاطفی باشد، نه میدانی برای اجرای خواستههای اجتماعی والدین.
نقش درست ما در این سنین، تبدیل شدن به یک پایگاه امن است، نه یک ناظم اجتماعی. به جای اینکه دوستان فرزندمان را از بیرون تعیین کنیم، باید فضایی بسازیم که او بتواند درباره تجربیات و چالشهای ارتباطیاش با ما گفتگو کند. وقتی توانایی ذهنیسازی و درک نیتها را در نوجوان تقویت میکنیم، به او ابزار میدهیم تا خودش دوستان سالم را تشخیص دهد.
در نهایت، حمایت واقعی یعنی توانمندسازی فرزندمان برای اینکه بتواند در پیچیدگیهای دنیای واقعی و دیجیتال، با اعتمادبهنفس مسیر خودش را پیدا کند.
شاید این صحنه براتون آشنا باشه که وقتی نوجوان از دوستی خود با فردی ابراز رضایت میکند که سبک زندگی متفاوتی دارد، ما فوراً با گارد بسته مخالفت میکنیم؛ در حالی که گفتگوی آرام درباره ویژگیهای آن رابطه، نتیجهای خیلی امنتر به همراه دارد.
بر اساس گزارشهای کارشناسان کودک و انجمن رواندرمانگران (ACP)، تلاش والدین برای گردآوری دوستان فرزندان بر اساس معیارهای ظاهری و اجتماعی، با نیازهای تحولی مغز در سنین بلوغ برای کسب هویت مستقل در تضاد است و میتواند استرس مزمن ایجاد کند.
نکات مهم
